تبلیغات
Counter Teachers Unit - مپنوی دانش جویی
 
Counter Teachers Unit
به معلم نما ها اعتماد نكنید(به هیچ وجه)
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


سلام به همه ی دانش آموز ها و دانشجو های مظلوم.

همگی میدونیم که تو مدّتی که درس میخونیم،آیندمون دست معلم ها و تو دفتر نمره شون خلاصه میشه.حالا اگه این معلّم عقده ای بار بیاد...خدا نصیب کسی نکنه.

حتما تا به حال شده از دست یکی از معلّم هاتون عصبانی شده باشین ولی نتونین چیزی بهش بگین.ما هم همین وضع رو داریم.برای همین اومدیم به روش نوین به مبارزه علیه معلّم هامون بپردازیم.تو کلاس که نمی تونیم چیزی بگیم...لااقل بتونیم یه جایی حرف دلمون رو بزنیم.

این وبلاگ متعلّق به همه ی بر و بچه هاییه که از بعضی معلّم هاشون عصبانی ان و میخوان به اطلاع بقیه برسونن و سبک شن.پس اگه پایه هستین، قدمتون مبارک.

نظر یادتون نره.ما با نظرای شما میفهمیم که حامی داریم و شما با ما همدردی می کنین.

مرسی

مدیر وبلاگ : C-T-U Expanders
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما چه معلم هایی عقده ای تر هستند؟(می توانید چند گزینه را انتخاب کنید)










مثنوی دانشجویی

اول اشعار با نام خدا

با سلامی خدمت اهل صفا

"نسل بعد از نسل بعد از من" سلام

نسل شوت و نخبه و لمپن سلام

بشنو از من چون حکایت می کنم

درد دانشجو روایت می کنم

در هوایی سرد شعری گفته ام

بشنوید از درد شعری گفته ام

"سینه خواهم شرحه شرحه از فراق"

تا بگویم فرق خر را با الاغ!

"هرکسی از ظن خود شد یار من"

کرد کاه و یونجه اش را بار من

"سر من از ناله من دور نیست"

گرچه اصلا سور و ساتم جور نیست

شعر من معجونی از زخم دل است

تحفه ای آورده ام ناقابل است

زخم را با طنز قاطی می کنم

ادعای گنده لاتی می کنم

شعر من درد من و زخم شماست

کار آن وا کردن اخم شماست

میل داری کشف راز خویش را

تیز کن گوش دراز خویش را!

من جوانی خنگ و پیروزی شدم

یک دو سالی پشت کنکوری شدم

بر جوانی خودم آذر زدم

خر زدم، هی خر زدم، هی خر زدم

چون نتایج آمد اشکم شد روان

فحش دادم بر زمین و بر زمان

دیدم از بخت بد و عقل فلج

گشته ام دانشجوی شهر کرج

لیک دیدم من که شکر حق سزاست

حکما این هم قسمت و تقدیر ماست

می روم آن جا و با لطف خدا

می خورم هیچی کلاس و درس را

حیف آمد طعنه از هر سمت و سو

گاومان زایید آن هم شش قلو

هر کسی در وسع خود در آن زمان

فحش و لیچاری نمودی بارمان

مادرم می گفت آخر حیف نان

شد کشاورزی هم آخر رشته؟ هان

حرف ها را پشت گوش انداختم

ساک خود را روی دوش انداختم

زود من رفتم به سوی ترمینال

دل پر از اندیشه، کله پر سوال

خوابگاهی بهتر از باغ بهشت

گفتم از شادی خوشا بر سرنوشت

بوفه و سلف و زمین ورزشی

چهره ها پاک و موجه، ارزشی!

گفتم این جا عشق و حالم کامل است

زود فهمیدم خیالی باطل است

هست دانشگاه تهران بی قیاس

دارد از بهر خودش کلی کلاس

هست این جا شعبه ای از کمبریج

البته با مردمانی گیج و ویج

درس می خوانم مهندس می شوم

در همین واحد مدرس می شوم

می نمایم در همین جا ازدواج

گیرم از دانشجویان خود خراج

صبح با سرویس دولت می رسم

با کلاس و با ابهت می رسم

خانه های سازمانی آخ جان

پول های آن چنانی ، آخ جان

مدتی بگذشت شیرم موش شد

ذوق و شوق اندر دلم خاموش شد

چون همه ساز جدایی می زنند

حرف رفتن جابه جایی می زدند

دیدم این جا فکر عهد ماضی اند

بچه ها از رشته شان ناراضی اند

حرف از تغییر رشته می زدند

هرچه می گفتیم زشته، می زدند

معتقد بودند کوشش کافی است

سرنوشت ما همه علافی است

کم کمک ما هم پشیمان می شدیم

آن چه آنان می شدند آن می شدیم

با نفیر خنده سر می شد کلاس

ساده می گویم، دو در می شد کلاس

نیم ساعت رفته آید زمزمه

جمله خسته نباشید از همه

عده ای چشمک چرانی می کنند

عده ای هم نعره هایی بس قوی

می کشند و خب به قول مولوی:

"هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش"

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 اردیبهشت 1391
شنبه 25 شهریور 1396 04:04 ب.ظ
For hottest news you have to go to see world wide web and on the
web I found this website as a best site for hottest updates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :