تبلیغات
Counter Teachers Unit - مشکل جواب غلط همیشه از دانش آموز نیست
 
Counter Teachers Unit
به معلم نما ها اعتماد نكنید(به هیچ وجه)
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


سلام به همه ی دانش آموز ها و دانشجو های مظلوم.

همگی میدونیم که تو مدّتی که درس میخونیم،آیندمون دست معلم ها و تو دفتر نمره شون خلاصه میشه.حالا اگه این معلّم عقده ای بار بیاد...خدا نصیب کسی نکنه.

حتما تا به حال شده از دست یکی از معلّم هاتون عصبانی شده باشین ولی نتونین چیزی بهش بگین.ما هم همین وضع رو داریم.برای همین اومدیم به روش نوین به مبارزه علیه معلّم هامون بپردازیم.تو کلاس که نمی تونیم چیزی بگیم...لااقل بتونیم یه جایی حرف دلمون رو بزنیم.

این وبلاگ متعلّق به همه ی بر و بچه هاییه که از بعضی معلّم هاشون عصبانی ان و میخوان به اطلاع بقیه برسونن و سبک شن.پس اگه پایه هستین، قدمتون مبارک.

نظر یادتون نره.ما با نظرای شما میفهمیم که حامی داریم و شما با ما همدردی می کنین.

مرسی

مدیر وبلاگ : C-T-U Expanders
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما چه معلم هایی عقده ای تر هستند؟(می توانید چند گزینه را انتخاب کنید)










ک خانم معلم ریاضی به یک پسر هفت ساله ریاضی یاد می‌داد. یک روز ازش پرسید: اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟…

پسر بعد از چند ثانیه با اطمینان گفت: ۴ تا! معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح آسان رو داشت (۳).

او نا امید شده بود. او فکر کرد “شاید بچه خوب گوش نکرده است” تکرار کرد: خوب گوش کن، خیلی ساده است تو می‌تونی جواب صحیح بدهی اگر به دقت گوش کنی. اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

پسر که در قیافه معلمش نومیدی می‌دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش در حالیکه او دنبال جوابی بود که معلمش رو خوشحال کند تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند.

برای همین با تامل پاسخ داد “۴″….. نومیدی در صورت معلم باقی ماند.

به یادش اومد که پسر توت فرنگی رو دوست دارد. او فکر کرد شاید پسرک سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی‌تونه تمرکز داشته باشه. در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشم‌های برق‌زده پرسید:

اگر من به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت؟

معلم خوشحال بنظر می‌رسید و پسرک با انگشتانش دوباره حساب کرد. و پسر با تامل جواب داد “۳؟

حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از پسر پرسید: اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟ پسرک فوری جواب داد “۴″!!!

خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید چطور ؟ آخه چطور؟ پسرک با صدای پایین و با تامل پاسخ داد:

 “برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم”

توجّه داشته باشید که اگر کسی جواب غیر قابل انتظاری به سوال ما داد ضرورتا آن اشتباه نیست شاید یه بُعدی از آن را ابدا نفهمیدیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 22 اردیبهشت 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :