تبلیغات
Counter Teachers Unit - خاطره ی همون )+16(
 
Counter Teachers Unit
به معلم نما ها اعتماد نكنید(به هیچ وجه)
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


سلام به همه ی دانش آموز ها و دانشجو های مظلوم.

همگی میدونیم که تو مدّتی که درس میخونیم،آیندمون دست معلم ها و تو دفتر نمره شون خلاصه میشه.حالا اگه این معلّم عقده ای بار بیاد...خدا نصیب کسی نکنه.

حتما تا به حال شده از دست یکی از معلّم هاتون عصبانی شده باشین ولی نتونین چیزی بهش بگین.ما هم همین وضع رو داریم.برای همین اومدیم به روش نوین به مبارزه علیه معلّم هامون بپردازیم.تو کلاس که نمی تونیم چیزی بگیم...لااقل بتونیم یه جایی حرف دلمون رو بزنیم.

این وبلاگ متعلّق به همه ی بر و بچه هاییه که از بعضی معلّم هاشون عصبانی ان و میخوان به اطلاع بقیه برسونن و سبک شن.پس اگه پایه هستین، قدمتون مبارک.

نظر یادتون نره.ما با نظرای شما میفهمیم که حامی داریم و شما با ما همدردی می کنین.

مرسی

مدیر وبلاگ : C-T-U Expanders
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما چه معلم هایی عقده ای تر هستند؟(می توانید چند گزینه را انتخاب کنید)










سال دوم که بودم یه معلم دینی کسخل داشتم  که مطالب به اون پر حجمی دینی (دین و زندگی)  رو با اون لحن زیبای سین شین کسخل گونه اش قاطی میکرد و خلاصه یه چیزی تحویل ما میداد .ما هم آخر زنگ گیج و منگ وسیله هامونو جمع میکردیمو یه ...البته تو دلمون نثارش میکردیم.

آقا ما عادت کرده بودیم که هر وقت این کسخل میگفت امتحان میگیرم با لطایف الحیل تا دو سه هفته مینداختیمش عقب و خلاصه تفریح و شادی و نهایتا یه نمره ی قابل قبول در حد 10 –12

یه روز مثلا این آقا تیریپ بد اخلاقی گرفته بود و با خودش گفته بود امروز اشک اینارو در میارم .

خیلی خوب اومد سر کلاس و گفت امروز دو درس آخری که دادم (این دادم هم جای تامل داره که چرا همه ی معلما عوض اینکه تدریس کنن میدن) رو امتحان میگیرم.

بچه ها هم طبق معمول سعی کردن با توسل به انواع تیزبازی امتحان رو عقب بندازن ولی آقا مصمم بود که اشک ما رو در آره.

حالا هی از ما اصرار و هی از اون انکار که آخر ما گفتیم بیخیال هر کاری دلت میخواد کن(خوبیش اینه که اینقدر با هم هماهنگ بودیم که تو همین هیروبیری نقشه رو طرح کردیم و توسعه دادیم).

امتحان شروع شد و جیک هیشکی در نمیومد(به جز استارت خنده عده ی زیادی از بچه ها) .

بله قرار شده بود که همه ورقه ها رو سفید تحویل بدن.آقا ورقه ها رو که تحویل دادیم تازه معنای واقعی جمله ی معلم همچون شمعیست که...رو فهمیدیم.آخه شمع هم اشک داره دیگه ولی وجدانن ما نمیخواستیم اشکشو ببینیم ولی وقتی که دیدیم اینقدر متاثر شدیم که از صدای خنده ی ما مدیر مدرسه از دفتر اومد که ببینه چی شده.همینه دیگه وقتی هنوز در دوران طفولیت به سر میبری نباید بیای درس بدی تا یه عده دیگرم بدبخت کنی.(حالا ازت اسمی نبردم ولی امیدوارم خودت این پست رو تصادفا یه روزی ببینی تا بفهمی چقدر ازت متنفرم)

نتیجه ی اخلاقی : اگه با نیت در آوردن اشک کسی بری جلو در حالی اشکت در میاد که همزمان بهت میخندن.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 22 اردیبهشت 1391
شنبه 25 شهریور 1396 04:03 ب.ظ
Thanks for every other informative blog. The place else
may just I get that kind of info written in such a perfect method?
I've a project that I am just now running on, and I've been at
the look out for such information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :